قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۳ : چرخ پنداری بخواهد شیفتن
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۴ : دیر بماندم در این سرای کهن من
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۵ : امهات و نبات با حیوان
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۶ : ای دننده همچو دن کرده رخان از خون دن
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۷ : در دلم تا به سحرگاه شب دوشین
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۸ : چه گوئی؟ ای شده زین گوی گردان پشت تو چوگان
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۳ : ای تن تیره اگر شریفی اگر دون
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۴ : ای ستمگر فلک ای خواهر آهرمن
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۵ : مر جان مرا روان مسکین
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۶ : ای شده مشغول به کار جهان