بخش ۳۸ – رفتن اسکندر به غار کیخسرو : بیا ساقی آن جام کیخسروی
بخش ۳۹ – رفتن اسکندر به ری و خراسان : بیا ساقی آن جام زرین بیار
بخش ۴۰ – رفتن اسکندر به هندوستان : بیا ساقی آن زر بگداخته
بخش ۳۱ – فرستادن اسکندر روشنک را به روم : بیا ساقی آن صرف بیجاده رنگ
بخش ۳۲ – رفتن اسکندر به جانب مغرب و زیارت کعبه : بیا ساقی آن میکه محنت برست
بخش ۳۳ – داستان نوشابه پادشاه بردع : بیا ساقی آن میکه جان پرور است
بخش ۳۴ – بزم اسکندر با نوشابه : بیا ساقی از باده جامی بیار
بخش ۳۵ – رفتن اسکندر به کوه البرز : باید ساقی آن شیر شنگرف گون
بخش ۲۶ – کشتن سرهنگان دارا را : بیا ساقی از من مرا دور کن
بخش ۲۷ – نشستن اسکندر بر جای دارا : بیا ساقی آن خون رنگین رز