بخش ۲۸ – ویران کردن اسکندر آتشکدههای ایران زمین را : بیا ساقی از شادی نوش و ناز
بخش ۲۹ – خواستاری اسکندر روشنک را : بیا ساقی آن آب جوی بهشت
بخش ۳۰ – به پادشاهی نشستن اسکندر در اصطخر : بیا ساقی آن شبچراغ مغان
بخش ۱۶ – پیکار اسکندر با لشگر زنگبار : بیا ساقی آن میکه رومی وشست
بخش ۱۷ – باز گشتن اسکندر از جنگ زنگ با فیروزی : بیا ساقی از می مرا مست کن
بخش ۱۸ – سگالش نمودن اسکندر بر جنگ دارا : بیا ساقی آن میکه فرخ پیست
بخش ۱۹ – آیینه ساختن اسکندر : بیا ساقی که لعل پالوده را
بخش ۲۰ – خراج خواستن دارا از اسکندر : بیا ساقی آن جام آیینه فام
بخش ۲۱ – شتافتن اسکندر به جنگ دارا : بیا ساقی آن راوق روح بخش
بخش ۲۲ – رای زدن دارا با بزرگان ایران : بیا ساقی آن آتش توبه سوز