رباعی شمارهٔ ۱۶۱ : داریم ز قدت گلها راست همه
رباعی شمارهٔ ۱۷۷ : بد خلق مباش، کز خوش و امانی
رباعی شمارهٔ ۱۶۲ : یک شهر بجست و جوی آن دوست همه
رباعی شمارهٔ ۱۷۸ : تا چند گریزم و به نازم خوانی؟
رباعی شمارهٔ ۱۶۳ : چون دوست نماند دل و جانیم همه
رباعی شمارهٔ ۱۷۹ : صد سال سر خویشتن ار حلق کنی
رباعی شمارهٔ ۱۴۸ : ای شیخ، گران جان چو تنندی منشین
رباعی شمارهٔ ۱۴۹ : ای خرمن ماه خوشهچین رخ تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۰ : دل کیست؟ که او طلب کند یاری تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۱ : ما را به سرای وصل خویش آری تو