در مضمون این کتاب : نامهٔ اولیاست این نامه
در قسمت کتاب : دوش کردم به خرمی عزمی
دور اول در مبدا آفرینش : روز شد، ای حکیم،از آن منزل
در ترتیب ظهور موالید ثلاثه اول در صفت معدن : جرم خورشید گرد پیکر خاک
در تکوین نباتات و اشجار : وین چهار آخشیج را به درست
در ظهور حیوان : باز چون در مزاج این ارکان
غزل : که روز غم بسر خواهد شد آخر
در ستایش خواجه غیاثالدین : صاحب ابر دست دریا کف
مثنوی : که یار بیوفا با مهر شد جفت
در صفت سرای معمور : ای همایون سرای فرخنده