غزل : که روز غم بسر خواهد شد آخر
در ستایش خواجه غیاثالدین : صاحب ابر دست دریا کف
مثنوی : که یار بیوفا با مهر شد جفت
در صفت سرای معمور : ای همایون سرای فرخنده
شنیدن عاشق سخن معشوق را : چو آمد نامهٔ معشوق چالاک
خلاصهٔ سخن : چه باک؟ امروز اگر ره دور باشد
حکایت : شنیدم حاجییی احرام بسته
تمامی سخن : اگر نتوان به دیر و زود کردن
در خاتمت کتاب : در آن مدت، که بود از محنت تب
سر آغاز : قل هوالله لامره قد قال