غزل : مشو عاشق، که جانت را بسوزد
شنیدن عاشق سخن معشوق را : به زودی قاصدی این نامه چون باد
فرد : نخواهم با تو پیوستن به یاری
خلاصهٔ سخن : برای او چه باشی اشک ریزان؟
شنیدن عاشق سخن معشوق را : برید دوست چون آورد نامه
حکایت : طبیبی با یکی از دردمندان
فرد : مرا جویی و از من دور مانی
رسیدن نامهٔ معشوق به عاشق : چو بشنید این حدیث از هوش رفته
خلاصهٔ سخن : ضرورت خود یقینست این و آن را
حکایت : خبر دادند مجنون را که: لیلی