نامهٔ پنجم از زبان عاشق به معشوق : همانا، دیگری داری، نگارا
غزل : دل از ما بر گرفتی، یاد میدار
مثنوی : تو از من چون به زودی سیر گشتی
شنیدن معشوق سخن عاشق را : بدان آتش رخ آوردند چون دود
خلاصهٔ سخن : چرا بر زورمندی تند گردی؟
حکایت : کسی فرهاد را گفتا: کزین سنگ
تمامی سخن : سمن بر تند شد از گفتن او
نامه ششم از زبان معشوق به عاشق : اگر صد چون تومیرد غم ندارم
غزل : همان سنگین دل نامهربانم
مثنوی : نخواهی گشت با وصلم هم آواز