قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ – وله فی النصیحه : روزی قرار و قاعدهٔ ما دگر شود
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ – وله روحه الله روحه : ای رنج ناکشیده، که میراث میخوری
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ – فیالموعظة و تخلصه فیالنعت و المناقب : دوش از نسیم گل دم عنبر به من رسید
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳ – فی منقبة امیرالمؤمنین علیبنابیطالب کرم الله وجهه : بر کوفه و خاک علی، ای باد صبح، ار بگذری
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ – وله نورالله قبره : در پیرزن نگه کن و آن چرخ پرده گر
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ – وله نورالله قبره : عمر گذشت، ای دل شکسته، چه داری؟
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ – وله : سر پیوند ما ندارد یار
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ – وله بردالله مضجعه : کردم اندیشه تاکنون باری
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ – وله بردالله مضجعه : زنهار خوارگان را زنهار خوار دار
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ – وله رحمةالله علیه : میان کار فروبند و کار راه بساز