غزل شمارهٔ ۸۸۲ : زهی! حسن ترا گل خاک کویی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ – وله غفراللهله : چمن ز باد خزان زرد و زار خواهد ماند
غزل شمارهٔ ۸۸۳ : گفتم: از عشق توسرگشته چو گویم، تو چه گویی؟
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ – وله فیبیان الحقایق : قومی که ره به عالم تحقیق میبرند
غزل شمارهٔ ۸۸۴ : خانهٔ تحقیق را ماه شبستان تویی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ – وله روحهاللهروحه : لاف دانش میزنی، خود را نمیدانی چه سود؟
غزل شمارهٔ ۸۶۹ : رخ باز نهادم به سماوات الهی
غزل شمارهٔ ۸۷۰ : گلا، عنان عزیمت به بوستان چه دهی؟
غزل شمارهٔ ۸۷۱ : ای آنکه ز هجر تو ندیدیم رهایی
غزل شمارهٔ ۸۷۲ : ای از گل سوری دهنت غنچه نمایی