غزل شمارهٔ ۸۰۸ : نه پیمان بستهای با من؟ که در پیمان من باشی
غزل شمارهٔ ۸۰۹ : بکوش و روی مگردان ز جور و بارکشی
غزل شمارهٔ ۸۱۰ : گل بین، گرفته گلشن ازو آب و رونقی
غزل شمارهٔ ۸۱۱ : ای ترک حور زاده، ز تندی و کودکی
غزل شمارهٔ ۸۱۲ : بر ما ستم و خواری، ای طرفه پسر تا کی؟
غزل شمارهٔ ۸۱۳ : جانا؛ غم ما نداشتن تا کی؟
غزل شمارهٔ ۷۸۲ : زهی! زلف و رخت قدری و عیدی
غزل شمارهٔ ۷۹۸ : دل من دردمند تست درمانش نمیسازی
غزل شمارهٔ ۷۸۳ : ما با تو رسم یاری گفتیم اگر شنیدی
غزل شمارهٔ ۷۹۹ : عالمی را به فراق رخ خود میسوزی