غزل شمارهٔ ۷۸۹ : ساقی، بده شرابم، کندر چنین بهاری
غزل شمارهٔ ۷۹۰ : من به هر جوری نخواهم کرد زاری
غزل شمارهٔ ۷۹۱ : ترا میزیبد از خوبان غرور و ناز و تن داری
غزل شمارهٔ ۷۹۲ : شب هجرانت، ای دلبر، شب یلداست پنداری
غزل شمارهٔ ۷۹۳ : برون کردی مرا از دل چو دل با دیگری داری
غزل شمارهٔ ۷۹۴ : هر به عمری نزد خود روزی به مهمانم بری
غزل شمارهٔ ۷۹۵ : او شوی چو خود را تو از میانه بر گیری
غزل شمارهٔ ۷۹۶ : بر من نمینشینی نفسی به دلنوازی
غزل شمارهٔ ۷۸۱ : نگارا، گر چه میدانم که بس بیمهر و پیوندی
غزل شمارهٔ ۷۹۷ : ز برنا پیشگان آموز و رندان رسم سربازی