غزل شمارهٔ ۷۹۰ : من به هر جوری نخواهم کرد زاری
غزل شمارهٔ ۷۹۱ : ترا میزیبد از خوبان غرور و ناز و تن داری
غزل شمارهٔ ۷۹۲ : شب هجرانت، ای دلبر، شب یلداست پنداری
غزل شمارهٔ ۷۹۳ : برون کردی مرا از دل چو دل با دیگری داری
غزل شمارهٔ ۷۹۴ : هر به عمری نزد خود روزی به مهمانم بری
غزل شمارهٔ ۷۹۵ : او شوی چو خود را تو از میانه بر گیری
غزل شمارهٔ ۷۶۴ : کدامین نقشبند این نقش بستی؟
غزل شمارهٔ ۷۸۰ : بر خستهای ملامت چندین چه میپسندی؟
غزل شمارهٔ ۷۶۵ : میی کو ترا میرهاند ز مستی
غزل شمارهٔ ۷۶۶ : ما را چو توانی که ز خود دور فرستی