غزل شمارهٔ ۷۱۵ : ازین نرگس و گل غرورم مده
غزل شمارهٔ ۷۱۶ : ای مردگان، کجایید؟ اینک مسیح زنده
غزل شمارهٔ ۷۰۱ : ببخشا، ای من مسکین به دل در دامت افتاده
غزل شمارهٔ ۷۱۷ : عاشقان درد کش را دردی میخانه ده
غزل شمارهٔ ۷۰۲ : ای مرغزار جانها لعل تو آب داده
غزل شمارهٔ ۷۱۸ : ای داده روی خوب تو از حسن داد دیده
غزل شمارهٔ ۷۰۳ : ساقیا، خیز و یک دو جام بده
غزل شمارهٔ ۷۱۹ : نوای عشق بلبل را دلی باید بلا دیده
غزل شمارهٔ ۷۰۴ : کام دل تنگ از آن تنگ دهانم بده
غزل شمارهٔ ۷۲۰ : مینالم ازین کار به سامان نرسیده