غزل شمارهٔ ۷۰۷ : ای فراق تو مرا عقل و بصارت برده
غزل شمارهٔ ۷۰۸ : چیست آن شهریار در پرده؟
غزل شمارهٔ ۷۰۹ : دلی میباید اندر عشق جان را وقف غم کرده
غزل شمارهٔ ۷۱۰ : خیز و کار رفتنت را ساز ده
غزل شمارهٔ ۷۱۱ : آنکه میخواست مرا بیدل و بییار شده
غزل شمارهٔ ۷۱۲ : روزی ببینی زلف او در دست من پیچان شده
غزل شمارهٔ ۶۸۱ : دل به تو دادیم و شکستی، برو
غزل شمارهٔ ۶۹۷ : کجایی؟ ای ز رخت آب ارغوان رفته
غزل شمارهٔ ۶۸۲ : حسن مصرست و رخ چون قمرت میر درو
غزل شمارهٔ ۶۹۸ : آن گل سوریست در کلاله نهفته