قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ : ای شده سوختهٔ آتش نفسانی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ : ای شده شیفتهٔ گیتی و دورانش
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ : اگر روی طلب زائینهٔ معنی نگردانی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ : ای بی خبر ز منزل و پیش آهنگ
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ : در خانه شحنه خفته و دزدان بکوی و بام
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ : نخواست هیچ خردمند وام از ایام
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸ : نفس گفتست بسی ژاژ و بسی مبهم
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ : تا ببازار جهان سوداگریم
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ : بد منشانند زیر گنبد گردان
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ : حاصل عمر تو افسوس شد و حرمان