قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ : ای شده سوختهٔ آتش نفسانی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ : ای شده شیفتهٔ گیتی و دورانش
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ : اگر روی طلب زائینهٔ معنی نگردانی
قصیدهٔ شمارهٔ ۹ : گویند عارفان هنر و علم کیمیاست
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ : شالودهٔ کاخ جهان بر آبست
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ : آنکس که چو سیمرغ بی نشانست
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ : اگر چه در ره هستی هزار دشواریست
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ : عاقل از کار بزرگی طلبید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ : ای دل، بقا دوام و بقائی چنان نداشت
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ : دل اگر توشه و توانی داشت