نکوهش بیجا : سیر، یک روز طعنه زد به پیاز
مادر دوراندیش : با مرغکان خویش، چنین گفت ماکیان
نکوهش بیخبران : همای دید سوی ماکیان بقلعه و گفت
گفتار و کردار : به گربه گفت ز راه عتاب، شیر ژیان
گل بی عیب : بلبلی گفت سحر با گل سرخ
گل پژمرده : صبحدم، صاحبدلی در گلشنی
گل پنهان : نهفت چهره گلی زیر برگ و بلبل گفت
گل خودرو : بطرف گلشنی، در نوبهاری
گل سرخ : گل سرخ، روزی ز گرما فسرد
گل و خار : در باغ، وقت صبح چنین گفت گل به خار