شمارهٔ ۱ : گرچه بشتر را عطا باران بود
شمارهٔ ۲ : پیش تیغ تو روز صف دشمن
شمارهٔ ۳ : تنت یک و جان یکی و چندین دانش
شمارهٔ ۴ : چنان که اشتر ابله سوی کنام شده
شمارهٔ ۵ : جز بما دندر این جهان گر به روی
شمارهٔ ۶ : گوش توسال و مه برود و سرود
شمارهٔ ۷ : درنگ آسا سپهر آرا بیاید
شمارهٔ ۸ : شیر آلغده که بیرون جهد از خانه به صید
شمارهٔ ۹ : نباشد زین زمانه بس شگفتی
شمارهٔ ۱۰ : چو گرد آرند کردارت به محشر
شمارهٔ ۱۱ : کمندش بیشه بر شیران قفس کرد
شمارهٔ ۱۲ : هر آن چه مدح تو گویم درست باشد و راست
شمارهٔ ۱۳ : گیهان ما به خواجهٔ عدنانی
شمارهٔ ۱۴ : اگرت بدره رساند همی به بدر منیر
شمارهٔ ۱۵ : همی بایدت رفت و راه دورست
شمارهٔ ۱۶ : ندیده تنبل اوی و بدیده مندل اوی
شمارهٔ ۱۷ : فاخته گون شد هوا ز گردش خورشید
شمارهٔ ۱۸ : تا کی کنی عذاب و کنی ریش را خضاب؟
شمارهٔ ۱۹ : جغد که با باز و پلنگان پرد
شمارهٔ ۲۰ : تا لباس عمر اعدایش نگردد بافته
شمارهٔ ۲۱ : بر روی پزشک زن، میندیش
شمارهٔ ۲۲ : ای زان چون چراغ پیشانی
شمارهٔ ۲۳ : خاک کف پای رودکی نسزی تو
شمارهٔ ۲۴ : به باز کریزی بمانم همی
شمارهٔ ۲۵ : همه نیوشهٔ خواجه به نیکویی و به صلحست
شمارهٔ ۲۶ : هیچ راحت مینبینم در سرود و رود تو
شمارهٔ ۲۷ : شب قدر وصلت ز فرخندگی
شمارهٔ ۲۸ : لاد را بر بنای محکم نه
شمارهٔ ۲۹ : خوبان همه سپاهند، اوشان خدایگانست
شمارهٔ ۳۰ : بهارچین کن ازان روی بزم خانهٔ خویش
شمارهٔ ۳۱ : فاخته گون شد هوا ز گردش خورشید
شمارهٔ ۳۲ : با دل پاک مرا جامهٔ ناپاک رواست
شمارهٔ ۳۳ : معذورم دارند، که اندوه و غیشت
شمارهٔ ۳۴ : چه گر من همیشه ستا گوی باشم
شمارهٔ ۳۵ : بودنت در خاک باشد، یافتی
شمارهٔ ۳۶ : ز مهرش مبادا تهی ایچ دل
شمارهٔ ۳۷ : راهی آسان و راست بگزین، ای دوست
شمارهٔ ۳۸ : زین و زان چند بود برکه و مه؟
شمارهٔ ۳۹ : از جود قبا داری پوشیده مشهر
شمارهٔ ۴۰ : بخت و دولت چو پیشکار تواند
شمارهٔ ۴۱ : به تو بازگردد غم عاشقی
شمارهٔ ۴۲ : ایا بلایه، اگر کارت تو پنهان بود
شمارهٔ ۴۳ : گوسپندیم و جهان هست به کردار نغل
شمارهٔ ۴۴ : مرده نشود زنده، زنده بستودان شد
شمارهٔ ۴۵ : فاخته گون شد هوا ز گردش خورشید
شمارهٔ ۴۶ : رخ اعدات از تش نکبت
شمارهٔ ۴۷ : ای جان همه عالم در جان تو پیوند
شمارهٔ ۴۸ : یافتی چون که مال غره مشو
شمارهٔ ۴۹ : دل از دنیا بردار و به خانه بنشین پست
شمارهٔ ۵۰ : هردم که مرا گرفته خاموش
شمارهٔ ۵۱ : چرخ چنینست و بدین ره رود
شمارهٔ ۵۲ : ستاخی برآمد از بر شاخ درخت عود
شمارهٔ ۵۳ : بدان مرغک مانم که همی دوش
شمارهٔ ۵۴ : هر آن کریم که فرزند او بلاده بود
شمارهٔ ۵۵ : ماغ در آبگیر گشته روان
شمارهٔ ۵۶ : برو، ز تجربهٔ روزگار بهره بگیر
شمارهٔ ۵۷ : ماهی دیدی کجا کبودر گیرد؟
شمارهٔ ۵۸ : با درفش کاویان و طاقدیس
شمارهٔ ۵۹ : اگر من زونجت نخوردم گهی
شمارهٔ ۶۰ : مدخلان را رکاب زرآگین
شمارهٔ ۶۱ : تا زندهام مرا نیست جز مدح تو دگر کار
شمارهٔ ۶۲ : گزیده چهار توست، بدو در جهانهان
شمارهٔ ۶۳ : چنان بار برآورد به خویشتن
شمارهٔ ۶۴ : فاخته بر سرو شاهرود بر آورد
شمارهٔ ۶۵ : علم ابر و تندر بود کوس او
شمارهٔ ۶۶ : چون لطیف آید به گاه نوبهار
شمارهٔ ۶۷ : به حق آن خم زلف ، بسان منقار باز
شمارهٔ ۶۸ : در عمل تا دیر بازی و درازی ممکنست
شمارهٔ ۶۹ : تازیان دوان همی آید
شمارهٔ ۷۰ : چون سپرم نه میان بزم به نوروز
شمارهٔ ۷۱ : نهاد روی به حضرت، چنان که روبه پیر
شمارهٔ ۷۲ : حسودانت را داده بهرام نحس
شمارهٔ ۷۳ : بت، اگرچه لطیف دارد نقش
شمارهٔ ۷۴ : از چه توبه نکند خواجه؟ که هر کجا که بود
شمارهٔ ۷۵ : تو چگونه جهی؟ که دست اجل
شمارهٔ ۷۶ : بر هبک نهاده جام باده
شمارهٔ ۷۷ : همی تا قطب با حورست زیر گنبد اخضر
شمارهٔ ۷۸ : بسا کسا! که جوین نان همی نیابد سیر
شمارهٔ ۷۹ : بانگ کردمت، ای فغ سیمین
شمارهٔ ۸۰ : ای دریغا! که مورد زار مرا
شمارهٔ ۸۱ : هر کو برود راست نشستست به شادی
شمارهٔ ۸۲ : چون جامهٔ اشن به تن اندر کند کسی
شمارهٔ ۸۳ : آه! ازین جور بد زمانهٔ شوم
شمارهٔ ۸۴ : با دو سه بوسه رها کن این دل از درد خناک
شمارهٔ ۸۵ : کافور تو با کوس شد و مشک همه ناک
شمارهٔ ۸۶ : بس عزیزم، بس گرامی، شاد باش
شمارهٔ ۸۷ : یک به یک از در درآمد آن نگار
شمارهٔ ۸۸ : خشک کلب سگ و بتفوز سگ
شمارهٔ ۸۹ : چو هامون دشمنانت پست بادند
شمارهٔ ۹۰ : یار بادت توفیق، روزبهی با تو رفیق
شمارهٔ ۹۱ : ای شاه نبی سیرت، ایمان تو محکم
شمارهٔ ۹۲ : لبت سیب بهشت و من محتاج
شمارهٔ ۹۳ : چرا همی نچمم؟ تا چرا کند تن من
شمارهٔ ۹۴ : گر کند یاریی مرا به غم عشق آن صنم
شمارهٔ ۹۵ : تا درگه او یابی مگذرد به در کس
شمارهٔ ۹۶ : بامها را فرسب خرد کنی
شمارهٔ ۹۷ : بر رخ هزار زهرهٔ ثامور برشکفت
شمارهٔ ۹۸ : آرزومند آن شده تو به گور
شمارهٔ ۹۹ : هنوز با منی و از نهیب رفتن تو
شمارهٔ ۱۰۰ : من بدان آمدم به خدمت تو
شمارهٔ ۱۰۱ : داری مرا بدان که فراز آیم
شمارهٔ ۱۰۲ : چون برگ لاله بودهام و اکنون
شمارهٔ ۱۰۳ : سرو بودیم چندگاه بلند
شمارهٔ ۱۰۴ : بت پرستی گرفته ایم همه
شمارهٔ ۱۰۵ : کنه را در چراغ کرد سبک
شمارهٔ ۱۰۶ : یکی آلودهای باشد، که شهری را ببالاید
شمارهٔ ۱۰۷ : گر همه نعمت یک روز به ما بخشد
شمارهٔ ۱۰۸ : گر کس بودی که زی توام بفگندی
شمارهٔ ۱۰۹ : میلاو منی، ای فغ واستاد توام من
شمارهٔ ۱۱۰ : بسی خسرو نامور پیش ازین
شمارهٔ ۱۱۱ : از پی الفغده و روزی به جهد
شمارهٔ ۱۱۲ : خواسته تاراج گشته، سر نهاده بر زیان
شمارهٔ ۱۱۳ : خود غم دندان به که توانم گفتن؟
شمارهٔ ۱۱۴ : به نوبهاران بستای ابر گریان را
شمارهٔ ۱۱۵ : به آتش درون بر مثال سمندر
شمارهٔ ۱۱۶ : کیر آلوده بیاری و نهی در کس من
شمارهٔ ۱۱۷ : هرگز نکند سوی من خسته نگاهی
شمارهٔ ۱۱۸ : تلخی و شیرینیش آمیخته است
شمارهٔ ۱۱۹ : ای خریدار من ترا بدو چیز:
شمارهٔ ۱۲۰ : گرفته روی دریا جمله کشتیهای بر تو
شمارهٔ ۱۲۱ : هر آن که خاتم مدح تو کرد در انگشت
شمارهٔ ۱۲۲ : به سرو ماند، گر سو لاله دار بود
شمارهٔ ۱۲۳ : گیتیت چنین آید، گردنده بدین سان هم
شمارهٔ ۱۲۴ : به چنگال قهر تو در، خصم بد دل
شمارهٔ ۱۲۵ : ازان کوز ابری باز کردار
شمارهٔ ۱۲۶ : چنان که خاک سر شتی به زیر خاک شوی
شمارهٔ ۱۲۷ : آن رخت کتان خویش من رفتم و پردختم
شمارهٔ ۱۲۸ : چرا عمر کرکس دو صد سال؟ ویحک!
شمارهٔ ۱۲۹ : عاجز شود از اشک و غریو من
شمارهٔ ۱۳۰ : دلبرا، زوکی مجال حاسد غماز تو
شمارهٔ ۱۳۱ : ای دریغ! آن حر، هنگام سخا حاتم فش
شمارهٔ ۱۳۲ : هفت سالار، کندرین فلکند
شمارهٔ ۱۳۳ : نیست از من عجب که: گستاخم
شمارهٔ ۱۳۴ : گاه آرامیده و گه ارغنده
شمارهٔ ۱۳۵ : منم خو کرده بر بوسش، چنان چون باز بر مسته
شمارهٔ ۱۳۶ : از مهر او ندارم بی خنده کام و لب
شمارهٔ ۱۳۷ : آتش هجر ترا هیزم منم
شمارهٔ ۱۳۸ : به جای هر گران مایه فرومایه نشانیده
شمارهٔ ۱۳۹ : گر نعمهای او چو چرخ دوان
شمارهٔ ۱۴۰ : در راه نشابور دهی دیدم بس خوب
شمارهٔ ۱۴۱ : جعدی سیاه دارد، کز کشی
شمارهٔ ۱۴۲ : کز شاعران نوندمنم و نوگواره
شمارهٔ ۱۴۳ : ای خون دوستانت به گردن، مکن بزه
شمارهٔ ۱۴۴ : بتگک ازان گزیدهام این کازه
شمارهٔ ۱۴۵ : یک سو کشمش چادر، یک سو نهمش موزه
شمارهٔ ۱۴۶ : ناگاه برآرند ز کنج تو خروشی
شمارهٔ ۱۴۷ : خوش آن نبیذ غارچی با دوستان یکدله
شمارهٔ ۱۴۸ : ماه تمامست روی دلبرک من
شمارهٔ ۱۴۹ : ای بار خدای، ای نگار فتنه
شمارهٔ ۱۵۰ : بزرگان جهان چون بند گردن
شمارهٔ ۱۵۱ : زلفینک او نهاده دارد
شمارهٔ ۱۵۲ : ندارد میل فرزانه به فرزند و به زن هرگز
شمارهٔ ۱۵۳ : ایا خورشید سالاران گیتی
شمارهٔ ۱۵۴ : گه ارمندهای و گه ارغندهای
شمارهٔ ۱۵۵ : مهر جویی ز من و بی مهری
شمارهٔ ۱۵۶ : بر تو رسیده بهر دل تنگ چارهای
شمارهٔ ۱۵۷ : گه در آن کندز بلند نشین
شمارهٔ ۱۵۸ : کار بوسه چو آب خوردن شور
شمارهٔ ۱۵۹ : بتا، نخواهم گفتن تمام مدح ترا
شمارهٔ ۱۶۰ : من کنم پیش تو دهان پر باد
شمارهٔ ۱۶۱ : باغ ملک آمد طری از رشحهٔ کلک وزیر
شمارهٔ ۱۶۲ : چه نیکو سخن گفت؟ یاری بیاری
شمارهٔ ۱۶۳ : نیل دمنده تویی به گاه عطیت
شمارهٔ ۱۶۴ : مرا با تو بدین باب تاب نیست
شمارهٔ ۱۶۵ : آهو ز تنگ کوه بیامد به دشت و راغ
شمارهٔ ۱۶۶ : از خر و پالیک آن جای رسیدم که همی
شمارهٔ ۱۶۷ : جهانا، همانا کزین بیگناهی
شمارهٔ ۱۶۸ : به جمله خواهم یک ماهه بوسه از تو، بتا
شمارهٔ ۱۶۹ : ای آن که از عشق تو اندر جگر خویش
شمارهٔ ۱۷۰ : ازو بی اندهی بگزین و شادی با تن آسانی
شمارهٔ ۱۷۱ : شدم پیر بدین سان و تو هم خود نه جوانی
شمارهٔ ۱۷۲ : زر خواهی و ترنج، اینک این دو رخ من
شمارهٔ ۱۷۳ : سروست آن یا بالا؟ ماهست آن یا روی؟
شمارهٔ ۱۷۴ : آمد این نوبهار توبه شکن
شمارهٔ ۱۷۵ : شاعر شهید و شهره فرالاوی
شمارهٔ ۱۷۶ : جز برتری ندانی، گویی که آتشی
شمارهٔ ۱۷۷ : ای مایهٔ خوبی و نیک نامی