پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

شمارهٔ ۱ – در پند و اخلاق و غیر آن : خداوندیست تدبیر جهان را

شمارهٔ ۲ : مظلوم دست بستهٔ مغلوب را بگوی

شمارهٔ ۳ : سپاس دار خدای لطیف دانا را

شمارهٔ ۴ – ظاهرا در ستایش صاحب دیوان است : سخن به ذکر تو آراستن مراد آنست

شمارهٔ ۵ : طریق و رسم صاحبدولتانست

شمارهٔ ۶ – در ستایش : هر که در بند تو شد بستهٔ جاوید بماند

شمارهٔ ۷ – ظاهرا در ستایش صاحب دیوان است : تو آن نکرده‌ای از فعل خیر با من و غیر

شمارهٔ ۸ : مباش غره به گفتار مادح طماع

شمارهٔ ۹ : احدا سامع المناجات

شمارهٔ ۱۰ : به سکندر نه ملک ماند و نه مال

شمارهٔ ۱۱ : چو خویشتن نتواند که می‌خورد قاضی

شمارهٔ ۱۲ : چنین که هست نماند قرار دولت و ملک

شمارهٔ ۱۳ : علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد

شمارهٔ ۱۴ : مرا گویند با دشمن برآویز

شمارهٔ ۱۵ : یکی از بخت کامران بینی

شمارهٔ ۱۶ : به راه راست توانی رسید در مقصود

شمارهٔ ۱۷ : عیب آنان مکن که پیش ملوک

شمارهٔ ۱۸ : گر اهل معرفتی هر چه بنگری خوبست

شمارهٔ ۱۹ : امید خلق برآور چنانکه بتوانی

شمارهٔ ۲۰ : هرگز پر طاووس کسی گفت که زشتست؟

شمارهٔ ۲۱ : مرکب از بهر راحتی باشد

شمارهٔ ۲۲ : پدرم بندهٔ قدیم تو بود

شمارهٔ ۲۳ : در چشمت ار حقیر بود صورت فقیر

شمارهٔ ۲۴ : کسی گفت عزت به مال اندرست

شمارهٔ ۲۵ : دست بر پشت مار مالیدن

شمارهٔ ۲۶ : گر سفیهی زبان دراز کند

شمارهٔ ۲۷ : هرگز به مال و جاه نگردد بزرگ نام

شمارهٔ ۲۸ – در عزت نفس : گویند سعدیا به چه بطال مانده‌ای

شمارهٔ ۲۹ : ره نمودن به خیر ناکس را

شمارهٔ ۳۰ : دشمن اگر دوست شود چند بار

شمارهٔ ۳۱ : دهل را کاندرون زندان بادست

شمارهٔ ۳۲ : ماه را دید مرغ شب پره گفت

شمارهٔ ۳۳ : خواست تا عیبم کند پروردهٔ بیگانگان

شمارهٔ ۳۴ : ای نفس چون وظیفهٔ روزی مقررست

شمارهٔ ۳۵ : در سرای به هم کرده از پس پرده

شمارهٔ ۳۶ : شهی که پاس رعیت نگاه می‌دارد

شمارهٔ ۳۷ : صاحب کمال را چه غم از نقص مال و جاه

شمارهٔ ۳۸ : ضرورتست به توبیخ با کسی گفتن

شمارهٔ ۳۹ : اگر خود بردرد پیشانی پیل

شمارهٔ ۴۰ : در حدود ری یکی دیوانه بود

شمارهٔ ۴۱ : بیا که پرده برانداختم ز صورت حال

شمارهٔ ۴۲ : به تماشای میوه راضی شو

شمارهٔ ۴۳ : چه سود از دزدی آنگه توبه کردن

شمارهٔ ۴۴ : شنیدم که بیوه‌زنی دردمند

شمارهٔ ۴۵ – ظاهرا در ستایش صاحب دیوان است : یارب کمال عافیتت بر دوام باد

شمارهٔ ۴۶ : مرا از بهر دیناری ثنا گفت

شمارهٔ ۴۷ : بر تربت دوستان ماضی

شمارهٔ ۴۸ : ای بلند اختر خدایت عمر جاویدان دهاد

شمارهٔ ۴۹ : پسر نورسیده شاید بود

شمارهٔ ۵۰ : بیا بگوی که پرویز از زمانه چه خورد

شمارهٔ ۵۱ : جوشن بیار و نیزه و بر گستوان ورد

شمارهٔ ۵۲ : خون دار اگرچه دشمن خردست زینهار

شمارهٔ ۵۳ : در جهان با مردمان دانی که چون باید گذاشت

شمارهٔ ۵۴ : مرد دیگر جوان نخواهد بود

شمارهٔ ۵۵ : ملک ایمن درخت بارورست

شمارهٔ ۵۶ : آن را که تو دست پیش داری

شمارهٔ ۵۷ : آدمی فضل بر دگر حیوان

شمارهٔ ۵۸ : تو خود جفا نکنی بی‌گناه بر بنده

شمارهٔ ۵۹ : دیو اگر صومعه داری کند اندر ملکوت

شمارهٔ ۶۰ : طمع خام که سودی بکنم

شمارهٔ ۶۱ : شد غلامی به جوی کاب آرد

شمارهٔ ۶۲ : من هرگز آب چاه ندیدم چنین مداد

شمارهٔ ۶۳ : مر تو را چون دو کار پیش آید

شمارهٔ ۶۴ : دانی که بر نگین سلیمان چه نقش بود

شمارهٔ ۶۵ : ز دست ترشروی خوردن تبرزد

شمارهٔ ۶۶ : روزی به سرش نبشته بودند

شمارهٔ ۶۷ : از دست تهی کرم نیاید

شمارهٔ ۶۸ : کسی به حمد و ثنای برادران عزیز

شمارهٔ ۶۹ : گر جهان فتنه گیرد از چپ و راست

شمارهٔ ۷۰ : کاملانند در لباس حقیر

شمارهٔ ۷۱ : سخن گفته دگر باز نیاید به دهن

شمارهٔ ۷۲ : اگر صد دفتر شیرین بخوانی

شمارهٔ ۷۳ : خر به سعی آدمی نخواهد شد

شمارهٔ ۷۴ : تشنهٔ سوخته در چشمهٔ روشن چو رسید

شمارهٔ ۷۵ : هیچ دانی که آب دیدهٔ پیر

شمارهٔ ۷۶ : دوستان سخت پیمان را ز دشمن باک نیست

شمارهٔ ۷۷ : حریف عمر به سر برده در فسوق و فجور

شمارهٔ ۷۸ : یاد دارم ز پیر دانشمند

شمارهٔ ۷۹ : بسا بساط خداوند ملک دولت را

شمارهٔ ۸۰ : وفا با هیچکس کردست گیتی

شمارهٔ ۸۱ : نه سام و نریمان و افراسیاب

شمارهٔ ۸۲ : هر که مقصود و مرادش خور و خوابست از عمر

شمارهٔ ۸۳ : چو دولت خواهد آمد بنده‌ای را

شمارهٔ ۸۴ : بسیار برفتند و به جایی نرسیدند

شمارهٔ ۸۵ : تا سگان را وجود پیدا نیست

شمارهٔ ۸۶ : اگر خونی نریزد شاه عالم

شمارهٔ ۸۷ : نکنی دفع ظالم از مظلوم

شمارهٔ ۸۸ : هر کجا دردمندی از سر شوق

شمارهٔ ۸۹ : حاکم ظالم به سنان قلم

شمارهٔ ۹۰ : ز دور چرخ چه نالی ز فعل خویش بنال

شمارهٔ ۹۱ : نفس ظالم، مثال زنبورست

شمارهٔ ۹۲ : آسیا سنگ ده هزار منی

شمارهٔ ۹۳ : بدین الحان داودی عجب نیست

شمارهٔ ۹۴ : چو نیکبخت شدی ایمن از حسود مباش

شمارهٔ ۹۵ : رسم و آیین پادشاهانست

شمارهٔ ۹۶ : نشان آخر عهد و زوال ملک ویست

شمارهٔ ۹۷ : آنکه در حضرت بیچون تو قربی دارد

شمارهٔ ۹۸ : دامن آلوده اگر خود همه حکمت گوید

شمارهٔ ۹۹ : آدمی‌سان و نیک محضر باش

شمارهٔ ۱۰۰ : تا نگویی که عاملان حریص

شمارهٔ ۱۰۱ : رحمت صفت خدای باقیست

شمارهٔ ۱۰۲ : هیچ فرصت ورای آن مطلب

شمارهٔ ۱۰۳ : الحق امنای مال ایتام

شمارهٔ ۱۰۴ : ناکسان را فراستیست عظیم

شمارهٔ ۱۰۵ : امیر ما عسل از دست خلق می‌نخورد

شمارهٔ ۱۰۶ : چه گنجها بنهادند و دیگری برداشت

شمارهٔ ۱۰۷ : خواهی از دشمن نادان که گزندت نرسد

شمارهٔ ۱۰۸ : متکلف به نغمه در قرآن

شمارهٔ ۱۰۹ : مرغ جایی که علف بیند و چیند گردد

شمارهٔ ۱۱۰ : هزار سال به امید تو توانم بود

شمارهٔ ۱۱۱ : هر که بر روی زمین مهلت عیشی دارد

شمارهٔ ۱۱۲ : اگر ملازم خاک در کسی باشی

شمارهٔ ۱۱۳ : نگر تا نبینی ز ظلم شهی

شمارهٔ ۱۱۴ : روز قالی فشاندنست امروز

شمارهٔ ۱۱۵ : گر خردمند از اوباش جفایی بیند

شمارهٔ ۱۱۶ : هر که بینی مراد و راحت خویش

شمارهٔ ۱۱۷ – ظاهرا در مدح صاحب دیوان است : به سمع خواجه رسانید اگر مجال بود

شمارهٔ ۱۱۸ : ناگهان بانگ در سرای افتد

شمارهٔ ۱۱۹ : یارب این نامه سیه کردهٔ بیفایده عمر

شمارهٔ ۱۲۰ : حقیقتیست که دانا سرای عاریتی

شمارهٔ ۱۲۱ – در مدح صاحب دیوان : سفینهٔ حکمیات و نظم و نثر لطیف

شمارهٔ ۱۲۲ : نه آدمیست که در خرمی و مجموعی

شمارهٔ ۱۲۳ : روز گم گشتن فرزند مقادیر قضا

شمارهٔ ۱۲۴ : صانع نقشبند بی مانند

شمارهٔ ۱۲۵ : یکی نصیحت درویش‌وار خواهم کرد

شمارهٔ ۱۲۶ : ای غره به رحمت خداوند

شمارهٔ ۱۲۷ : بندگان را ز حد به در منواز

شمارهٔ ۱۲۸ : بود در خاطرم که یک چندی

شمارهٔ ۱۲۹ : برای ختم سخن دست بر دعا داریم

شمارهٔ ۱۳۰ : به قفل و پرهٔ زرین همی توان بستن

شمارهٔ ۱۳۱ : بردند پیمبران و پاکان

شمارهٔ ۱۳۲ : حدیث وقف به جایی رسید در شیراز

شمارهٔ ۱۳۳ : چو رنج برنتوانی گرفتن از رنجور

شمارهٔ ۱۳۴ : خداوند کشور خطا می‌کند

شمارهٔ ۱۳۵ : عنکبوت ضعیف نتواند

شمارهٔ ۱۳۶ : فریاد پیرزن که برآید ز سوز دل

شمارهٔ ۱۳۷ : نگین ختم رسالت پیمبر عربی

شمارهٔ ۱۳۸ : هاونا گفتم از چه می‌نالی

شمارهٔ ۱۳۹ : هر که خیری کرد و موقوفی گذاشت

شمارهٔ ۱۴۰ : هر که مشهور شد به بی‌ادبی

شمارهٔ ۱۴۱ : گر بشنوی نصیحت مردان به گوش دل

شمارهٔ ۱۴۲ : دل منه بر جهان که دور بقا

شمارهٔ ۱۴۳ : جزای نیک و بد خلق با خدای انداز

شمارهٔ ۱۴۴ : گروهی از سر بی‌مغز بیخبر گویند

شمارهٔ ۱۴۵ : هر چه می‌کرد با ضعیفان دزد

شمارهٔ ۱۴۶ : پدر که جان عزیزش به لب رسید چه گفت؟

شمارهٔ ۱۴۷ : ملکداری با دیانت باید و فرهنگ و هوش

شمارهٔ ۱۴۸ : پادشاهان پاسبانانند مر درویش را

شمارهٔ ۱۴۹ : پروردگار خلق خدایی به کس نداد

شمارهٔ ۱۵۰ : دل مبند ای حکیم بر دنیا

شمارهٔ ۱۵۱ : شجر مقل در بیابانها

شمارهٔ ۱۵۲ : ای که دانش به مردم آموزی

شمارهٔ ۱۵۳ : دوش مرغی به صبح می‌نالید

شمارهٔ ۱۵۴ : مشمر برد ملک آن پادشاه

شمارهٔ ۱۵۵ : مگسی گفت عنکبوتی را

شمارهٔ ۱۵۶ : پیدا شود که مرد کدامست و زن کدام

شمارهٔ ۱۵۷ : دشمنت خود مباد وگر باشد

شمارهٔ ۱۵۸ : چنانکه مشرق و مغرب به هم نپیوندند

شمارهٔ ۱۵۹ : خواجه تشریفم فرستادی و مال

شمارهٔ ۱۶۰ : کسان که تلخی حاجت نیازمودستند

شمارهٔ ۱۶۱ : به مرگ خواجه فلان هیچ گم نگشت جهان

شمارهٔ ۱۶۲ : خطاب حاکم عادل مثال بارانست

شمارهٔ ۱۶۳ : ضرورتست که آحاد را سری باشد

شمارهٔ ۱۶۴ : مراد و مطلب دنیا و آخرت نبرد

شمارهٔ ۱۶۵ : طبیب و تجربت سودی ندارد

شمارهٔ ۱۶۶ : مردکی غرقه بود در جیحون

شمارهٔ ۱۶۷ : سگی شکایت ایام بر کسی می‌کرد

شمارهٔ ۱۶۸ : لحا الله بعض الناس یأتی جهالة

شمارهٔ ۱۶۹ : مثل وقوفک عندالله فی ملاء

شمارهٔ ۱۷۰ : یا اسعد الناس جدا ما سعی قدم

شمارهٔ ۱۷۱ – در مدح : نظر که با همه داری به چشم بخشایش

شمارهٔ ۱۷۲ : آن ستمدیده ندیدی که به خونخواره چه گفت

شمارهٔ ۱۷۳ : خلق در ملک خدای از همه جنسی باشد

شمارهٔ ۱۷۴ : گر بدانستی که خواهد مرد ناگه در میان

شمارهٔ ۱۷۵ : اگر گویندش اندر نار جاوید

شمارهٔ ۱۷۶ : نکویی بابدان کردن وبالست

شمارهٔ ۱۷۷ – در مدح و نصیحت : یارب تو هر چه بهتر و نیکوترش بده

شمارهٔ ۱۷۸ : پسران فلان سه بدبختند

شمارهٔ ۱۷۹ : خدایا فضل کن گنج قناعت

شمارهٔ ۱۸۰ : گدایان بینی اندر روز محشر

شمارهٔ ۱۸۱ : چو می‌دانستی افتادن به ناچار

شمارهٔ ۱۸۲ : صبر بر قسمت خدا کردن

شمارهٔ ۱۸۳ : هر بد که به خود نمی‌پسندی

شمارهٔ ۱۸۴ : هان ای نهاده تیر جفا در کمان حکم

شمارهٔ ۱۸۵ : دوران ملک ظالم و فرمان قاطعش

شمارهٔ ۱۸۶ : نه نیکان را بد افتادست هرگز

شمارهٔ ۱۸۷ : زمان ضایع مکن در علم صورت

شمارهٔ ۱۸۸ : جامع هفت چیز در یک روز

شمارهٔ ۱۸۹ : تا تو فرمان نبری خلق به فرمان نروند

شمارهٔ ۱۹۰ : چنان زندگانی کن ای نیکرای

شمارهٔ ۱۹۱ : نخواهی کز بزرگان جور بینی

شمارهٔ ۱۹۲ : امید عافیت آنگه بود موافق عقل

شمارهٔ ۱۹۳ : خداوندان نعمت را کرم هست

شمارهٔ ۱۹۴ : طبیبی را حکایت کرد پیری

شمارهٔ ۱۹۵ : ضمیر مصلحت اندیش هر چه پیش آید

شمارهٔ ۱۹۶ : مرا گر صاحب دیوان اعلی

شمارهٔ ۱۹۷ : بشنو از من سخنی حق پدر فرزندی

شمارهٔ ۱۹۸ : رحم الله معشر الماضین

شمارهٔ ۱۹۹ : نجس ار پیرهن شبلی و معروف بپوشد

شمارهٔ ۲۰۰ : خواستم تا زحلی گویمت از روی قیاس

شمارهٔ ۲۰۱ : دامن جامه که در خار مغیلان بگرفت

شمارهٔ ۲۰۲ : غماز را به حضرت سلطان که راه داد؟

شمارهٔ ۲۰۳ : اگر ممالک روی زمین به دست آری

شمارهٔ ۲۰۴ : ای پسندیده حیف بر درویش

شمارهٔ ۲۰۵ : شنیده‌ام که فقیهی به دشتوانی گفقت

شمارهٔ ۲۰۶ : گر از خراج رعیت نباشدت باری

شمارهٔ ۲۰۷ : دیگران در ریاضتند و نیاز

شمارهٔ ۲۰۸ : هر کجا خط مشکلی بکشند

شمارهٔ ۲۰۹ : آن مکن در عمل که در عزلت

شمارهٔ ۲۱۰ : مکافات بدی کردن حلالست

شمارهٔ ۲۱۱ : دوش در سلک صحبتی بودم

شمارهٔ ۲۱۲ : ز لوح روی کودک بر توان خواند

شمارهٔ ۲۱۳ : بس دست دعا بر آسمان بود

شمارهٔ ۲۱۴ : حاجت خلق از در خدای برآید

شمارهٔ ۲۱۵ : نظر کردم به چشم رای و تدبیر

شمارهٔ ۲۱۶ : بی‌هنر را دیدن صاحب هنر

شمارهٔ ۲۱۷ : نبایدت که پریشان شود قواعد ملک

شمارهٔ ۲۱۸ : ای طفل که دفع مگس از خود نتوانی

شمارهٔ ۲۱۹ : خرم تن آنکه نام نیکش

شمارهٔ ۲۲۰ : مقابلت نکند با حجر به پیشانی

شمارهٔ ۲۲۱ : نظر به چشم ارادت مکن به صورت دنیا

شمارهٔ ۲۲۲ : یاران کجاوه، غم ندارند

شمارهٔ ۲۲۳ : چو بندگان کمر بسته شرط خدمت را

شمارهٔ ۲۲۴ : ای که گر هر سر موییت زبانی دارد

شمارهٔ ۲۲۵ : از من بگوی شاه رعیت نواز را

شمارهٔ ۲۲۶ : هر دم زبان مرده همی گوید این سخن

شمارهٔ ۲۲۷ : چو دوستان تو را بر تو دل بیازارم

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.