شمارهٔ ۹۶ : ای دریغا که روز برنایی
شمارهٔ ۹۷ : این جهان بر مثال مرداریست
شمارهٔ ۸۸ : کسی کز کار قلاشی برو بعضی عیان گردد
شمارهٔ ۷۸ – در حادثهٔ زهر خوردن سرهنگ محمد خطیبی و انگشتری فرستادن سلطان مسعود رحمةالله علیه گوید و او را ستاید : زهی سزای محامد محمد بن خطیب
شمارهٔ ۷۹ : ای صدر اجل قوام دولت
شمارهٔ ۸۰ : اگر معمار جاه او نباشد
شمارهٔ ۸۱ : عزیز عمر چنان مگذران که آخر کار
شمارهٔ ۸۲ : با بقای پدر پسر ناید
شمارهٔ ۸۳ : مبر تو رنج که روزی به رنج نفزاید
شمارهٔ ۸۴ : ز راه رفتن و آسودنم چه سود و زیان