شمارهٔ ۷۱ : ای سنایی کسی به جد و به جهد
شمارهٔ ۷۲ : با دلی رفته به استسقا
شمارهٔ ۷۳ : آخر این آمدنم نزد تو تا چند بود
شمارهٔ ۵۸ : شکر ایزد را که تا من بودهام
شمارهٔ ۵۹ : آنچه دی کرد به من آن پسر سر گرغر
شمارهٔ ۶۰ : آنکه تدبیر ظفر گستر او گر خواهد
شمارهٔ ۶۱ : با سنایی سره بود او چو یکی دانگ نداشت
شمارهٔ ۶۲ – در جواب هجای یکی از معاندان : سرخ گویی همیشه غر باشد
شمارهٔ ۶۳ : هیچ کس نیست کز برای سه دال
شمارهٔ ۶۴ : از جواب و سوال ما دانی