شمارهٔ ۱۹۵ : هم اکنون از هم اکنون داد بستان
شمارهٔ ۱۹۶ : چونت نپرسم بگویی اینت کراهت
شمارهٔ ۱۹۷ : اگر بد گمان گشتی ای دوست بر من
شمارهٔ ۱۸۳ – و نیز : سخن را به خواب اندرون دوش گفتم
شمارهٔ ۱۸۴ – در هجای علی سه بوسش : ای سه بوسش به آدمی ناژی
شمارهٔ ۱۸۵ : روی من شد چو زر و دیده چو سیم
شمارهٔ ۱۸۶ : زشتم خواندی و راست گفتی
شمارهٔ ۱۸۷ : خسرو از مازندران آید همی
شمارهٔ ۱۷۸ : شد دیدهٔ من سپید از وعدت
شمارهٔ ۱۷۹ – از زبان تیر خراس : ای لاف زنی که هر کجا هستی