شمارهٔ ۱۸۵ : روی من شد چو زر و دیده چو سیم
شمارهٔ ۱۸۶ : زشتم خواندی و راست گفتی
شمارهٔ ۱۸۷ : خسرو از مازندران آید همی
شمارهٔ ۱۷۲ : پسری دیدم پوشیده قبای
شمارهٔ ۱۷۳ : به هفت کشور تا شکر پنج و ده گویم
شمارهٔ ۱۷۴ : سخا و سخن جان محضست ایرا
شمارهٔ ۱۷۵ : نکند دانا مستی نخورد عاقل می
شمارهٔ ۱۷۶ : کسی را کو نسب پاکیزه باشد
شمارهٔ ۱۷۷ : شربهای جهان همه خوردیم
شمارهٔ ۱۶۸ : شغل سرهنگان دین از مرد متواری مجوی