شمارهٔ ۱۷۵ : نکند دانا مستی نخورد عاقل می
شمارهٔ ۱۷۶ : کسی را کو نسب پاکیزه باشد
شمارهٔ ۱۷۷ : شربهای جهان همه خوردیم
شمارهٔ ۱۶۵ : ای تیر غم و رنج بسی خورده و برده
شمارهٔ ۱۶۶ : ای زده بر فلک سراپرده
شمارهٔ ۱۶۷ : این چه قرنست اینکه در خوابند بیداران همه
شمارهٔ ۱۵۸ : با تو باشم از تو نندیشم که با فضلی و عدل
شمارهٔ ۱۵۹ : در چشمت ای رفیقک ای خام قلتبان
شمارهٔ ۱۶۰ – تقاضای گوشت و انگور : ای چو ماهی نشسته در خرگاه
شمارهٔ ۱۶۱ – در رثای محمد بهروز : اعتقاد محمد بهروز