اندر بدایت پادشاهی بهرامشاه : مثَل ابتدای دولت شاه
فی خصاله و فضیلته : عرش اگر بارگاه را زیبد
فی صفة سهمه و اقباله : از مدد نیزه نیزه بود آن روز
در بیداری از خواب غفلت گوید : بنه ای عدل تو بقای جهان
اندر صفت بیابان گوید : تنگی راه را صفت بشنو
اندر تصوّف و زهد ذکر التصوّف الزم علی الحقیقة لان فیه نجاة الخلیفة : آنکه در بند مال و اسبابند
در صفت اهل تصوّف : هر گدایی که بینی از کم کم
در طلب کردن از در دلها : درِ دل کوب تا رسی به خدای
فی ذمّالطمع والحرص : دل خود را ز تاب و تابش طمع
اندر بیان حال صوفی و ستایش صوفیان فرماید علامة اصحاب التصوّف ان لایسأل ولا ینهر ولا یدّخر : تازه اندر بهار حق صوفیست