فی تنبیه الملک و کلمة الحق بغیر المداهنة : ای ز انصاف و عدل بالاتر
خواب عبداللّٰهبن عمربنالخطّاب : دید یک شب به خواب عبداللّٰه
حکایت زن دادخواه با سلطان محمود : آن شنودی که بود چون در خورد
حکایة فی عفوالملک و عدله : احنف قیس بهر جمعی اسیر
در دنیا نابودن به که بودن : یک جهانند زیر این افلاک
اندر صفت بیابان گوید : تنگی راه را صفت بشنو
اندر تصوّف و زهد ذکر التصوّف الزم علی الحقیقة لان فیه نجاة الخلیفة : آنکه در بند مال و اسبابند
در صفت اهل تصوّف : هر گدایی که بینی از کم کم
در طلب کردن از در دلها : درِ دل کوب تا رسی به خدای
فی ذمّالطمع والحرص : دل خود را ز تاب و تابش طمع