فی ذمّالطمع والحرص : دل خود را ز تاب و تابش طمع
اندر بیان حال صوفی و ستایش صوفیان فرماید علامة اصحاب التصوّف ان لایسأل ولا ینهر ولا یدّخر : تازه اندر بهار حق صوفیست
حکایت در حقیقت تصوّف : صوفیی از عراق با خبری
التمثیل فیتعلیم الابالغافل لابن الجاهل فیالتصوّف : پسری داشت شیخ ناهموار
فیالادب و شرفالنّفس : هرکه شاگرد روز شب نبود
اندر دور قمر و گردش روزگار : دور ماهست و خلق را از ماه
حکایت : آن شنیدی که پیر با همراه
اندر نگاه داشتن راز و مشورت کردن : سر چه پوشی که در بهاران گِل
حکایت : آن شنیدی که گفت دمسازی
التمثیل فی حفظ اسرارالملوک : بود مردی علیل از ورمی