فی حسب حاله و بیان احواله و سبب احترازه من اهل الدّنیا وانزوائه و تجریده منالخلائق و سبب تصنیف هذاالکتاب : حسب حال آنکه دیو آز مرا
در بیان طبایع چهارگانه : جوهر آتش است بعد از هفت
در صفت بروج دوازدهگانه : حمل و ثور و پیکر جوزا
در شرف و وبال و صعود و هبوط کواکب گوید : شرف آفتاب در حملست
التمثّل فیالقناعة و ترک الحاجة : بود بقراط را خُمی مسکن
حکایت : دید وقتی عزیز عزرائیل
در مذمّت طبیبان جاهل گوید : وین اطبا که خالیاند از طبّ
در مناقب اطباء عالِم گوید قالالنّبی صلیاللّٰه علیه وسلّم فی شأنهم العلم علمان علمالابدان و علمالادیان : باز مردی که وی طبیب بُوَد
تفصیل العلل و هی خمسون نوعا : نبض و قاروره و رسوب و علل
فی تفصیل العلل و بیانالامراض : سکته از انسداد بطن دماغ