اندر تفضیل سخن خویش گوید : از همه شاعران به اصل و به فرع
اندر مدح خواجهٔ عمید احمدبن مسعود تیشه و وصف حال خانهای گوید که از جهت حکیم سنایی کرده بود و اسباب مهیّا گردانیده : دوستی مخلص اندرین شهرم
یمدح الشیخ الامام جمالالدّین فخرالاسلام تاج الخطباء احمدبن محمّدالملقّب بالحذور : خلق از این خانه بر حذر باشد
در قناعت و انزوای خویش گوید : ای که در زیر طبع گردونی
صفة مقادیر ابروج والکواکب السیّارة : غافلند این منجّمان از کار
در حق مردم و آدمی گوید : پس از آدم هر آنچ ز آدم زاد
در عذر گوید : بنده در پیش شاه دینپرور
اندر خط و قلم و کاغذ و خاطر گوید : از دل آبستن است خامهٔ من
فی حسب حاله و بیان احواله و سبب احترازه من اهل الدّنیا وانزوائه و تجریده منالخلائق و سبب تصنیف هذاالکتاب : حسب حال آنکه دیو آز مرا
در بیان طبایع چهارگانه : جوهر آتش است بعد از هفت