در جواب عقل «و سقیهم ربهم شراباً طهورا» : گفتم ای سایهٔ الهی تو
در شکایت احوال : نیستم اندرین سرای مجاز
فی الشکایه : چهکنم باکهکویم این سخنم
فی تخلص الممدوح و تلخیص الروح : بود روزی مبارک و فرخ
مفتاح ابواب الاسرار مصباح ارواح الابرار : خالق خلق وایزد بی چون
و لقد کرمنا بنی آدم : در نگر تا که آفرید ترا ؟
افحسبتم انما خلقناکم عبثاً : تو چه پنداشتی که ایزد فرد
اعدا عدوک نفسک التی بین جنبیک : گر کنی قهر ازو نفیس شوی
کما تعیشون تموتون وکما تموتون تحشرون : تو اگر نیک نیکی اربدبد
حکایت : اندر آن دم که مبدع اشیا