رباعی شمارهٔ ۳۴ : تا پای کسی سلسله آرا نشود
رباعی شمارهٔ ۳۵ : در صید گهت که جان طرب ساز آید
رباعی شمارهٔ ۲۰ : وحشی که همیشه میل ساغر دارد
رباعی شمارهٔ ۳۶ : ازدیده ز رفتن تو خون میآید
رباعی شمارهٔ ۲۱ : گر کسب کمال میکنی میگذرد
رباعی شمارهٔ ۳۷ : خوش آن که ره عشق بتی پیماید
رباعی شمارهٔ ۲۲ : فریاد که سوز دل عیان نتوان کرد
رباعی شمارهٔ ۳۸ : تا شکل هلال گردد از چرخ پدید
رباعی شمارهٔ ۲۳ : تیرت چو ره نشان پران گیرد
رباعی شمارهٔ ۳۹ : نوروز شد و بنفشه از خاک دمید