رباعی شمارهٔ ۱۲ : جز فکر جدا شدن ز دلدارم نیست
سرآغاز : گلهای دارم از تو و گلهای
سوگواری بر مرگ دوست : دیده گو اشک ندامت شو و بیرون فرما
در گله گزاری و ستایش : اهل دارالعباده غیر از شاه
سوگواری بر مرگ شاه : از چه رو خاک سیه گردون به فرق ماه کرد
در ستایش ولی سلطان و بکتاش بیگ و قاسم بیگ : ای ظفر در رکاب دولت تو
سوگواری بر مرگ شرفالدین علی : دوستان چرخ همان دشمن جان است که بود
در ستایش کاخ میرمیران : ای مقیمان این خجسته مقام
در تاریخ بنای گرمابه : طواف درگه پیر حقیقت
از نامهٔ پرسوز و گدازی که شاعر شوریده دل به دلدار سفر کردهٔ خود نگاشته است : منم با خاک ره یکسان غباری