رباعی شمارهٔ ۱۹ : کوی تو که آواره هزاری دارد
رباعی شمارهٔ ۴ : جان سوخت ز داغ دوری یار مرا
رباعی شمارهٔ ۵ : از بهر نشیمن شه عرش جناب
رباعی شمارهٔ ۶ : اندر ره انتظار چشمی که مراست
رباعی شمارهٔ ۷ : آن سرو که جایش دل غم پرور ماست
رباعی شمارهٔ ۸ : پیوستن دوستان به هم آسان است
رباعی شمارهٔ ۹ : شاها سربخت بر در دولت تست
رباعی شمارهٔ ۱۰ : اکسیر حیات جاودانم بفرست
رباعی شمارهٔ ۱۱ : شوخی که خطش آیهٔ فرخ فالی است
رباعی شمارهٔ ۱۲ : جز فکر جدا شدن ز دلدارم نیست