غزل ۳۹۷ : ای مرغ سحر حسرت بستان که داری
غزل ۳۸۲ : چون کوه غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱ – در ستایش غیاث الدین محمد میرمیران : به میدان تاز و سر در آتشم ده باد جولان را
غزل ۳۸۳ : گر طی کنم طریق ادب را چه میکنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲ – در ستایش پروردگار : راحت اگر بایدت خلوت عنقا طلب
غزل ۳۸۴ : چه خوش بودی دلا گر روی او هرگز نمیدیدی
قصیدهٔ شمارهٔ ۳ – در ستایش حضرت علی «ع» : ز بحر بسکه برد آب سوی دشت سحاب
غزل ۳۸۵ : چه دیدی ای که هرگز بد نبینی
غزل ۳۸۶ : آتشی در جان ما افروختی
غزل ۳۸۷ : من و از دور تماشای گلستان کسی