غزل ۳۷۲ : آخر ای بیگانه خو ناآشنایی اینهمه
غزل ۳۷۳ : سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کردهای
غزل ۳۷۴ : شوقیست غالب بر دلم ازنو، به دل جا کردهای
غزل ۳۷۵ : خواهد دگر به دامگهی بال بسته ای
غزل ۳۷۶ : مردمی فرموده جا در چشم گریان کردهای
غزل ۳۶۱ : تند سویم به غضب دید که برخیز و برو
غزل ۳۷۷ : سبوی بادهای گویا به هر پیمانهای خوردی
غزل ۳۶۲ : خوشا در پای او مردن خدایا بخت آنم ده
غزل ۳۷۸ : من اندوهگین را قصد جان کردی ، نکو کردی
غزل ۳۶۳ : گرفته رنگ ز خون دلم چو لاله پیاله