یاد نمودن ناظر از بزم آشنایی و ناله کردن از اندوه جدایی و شکایت بخت نامساعد بر زبان آوردن و حکایت طالع نامناسب بیان کردن : حدا گویندهٔ این طرفه محمل
رباعی شمارهٔ ۶۱ : خوش آن که شود بساط مهجوری طی
نظر اعتبار بر صورت عالم گشودن و راه سخن به گام عرفان طی نمودن در سر این معنی که درون از پردهٔ موجودات واجبالوجودی هست و برون از حلقهٔ کاینات معبودی که حرکت هر جانداری از قدرت اوست و کثرت تغییر عالم شاهد بر وحدت او : ایا مدهوش جام خواب غفلت
رباعی شمارهٔ ۶۲ : گر درخور مهرم احترامی بودی
دست نیاز به درگاه بینیاز گشودن و از حضرت باری التماس رستگاری نمودن : خداوندا گنهکاریم جمله
رباعی شمارهٔ ۶۳ : ای کاش برات من براتی بودی
مثقب خامه را بر گوهر نهادن و رشتههای گوهر معنی را ترتیب دادن در ایثار تاجداری که گوهر ذاتش باعث دریای آفرینش است و جوهر صفاتش منشاء فیض ارباب بینش است : رقم سازی که این زیبا رقم زد
رباعی شمارهٔ ۶۴ : در عهد معالجات تو بیماری
رباعی شمارهٔ ۶۵ : گر با تو گهی نظر کنم پنهانی
رباعی شمارهٔ ۶۶ : ای درگه تو عید گه روحانی