هر زمان بر جان من باری نهی

وین دل غم‌خواره را خاری نهی

بس کم آزار می‌نپندارم که تو

مهر بر چون من کم‌آزاری نهی

هر کجا برداری انگشت جفا

زود بر حرف وفاداری نهی

هیچت افتد کاین دل دیوانه را

از سر رغبت سر و کاری نهی

پای اگر در کار من ننهی به وصل

دست شفقت بر سرم باری نهی

ور ببخشی بوسهٔ آخر به لطف

مرهمی بر جان افگاری نهی

کار خاقانی بسازی زین قدر

کار او را نام بی‌کاری نهی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *