نیست در پایان عمر از رعشه پیران را گزیر

بر فروغ خویش می‌لرزد چراغ صبحگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *