آن که چشمان ترا نشأه بیهوشی داد

مستمندان ترا ذوق جگرنوشی داد

لب فرو بستنم از ناله ز بی دردی نیست

نفس سوخته ام سرمه خاموشی داد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *