دل به دام زلف آن مشکین کمند افتاده است

مرغ بی بال و پری در کوچه بند افتاده است

در حریم خاکساری سرکشی را بار نیست

شعله این بزم در پای سپند افتاده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *