غزل شمارهٔ ۲۴۲ : بیا که رایت منصور پادشاه رسید
غزل شمارهٔ ۲۵۸ : هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز
غزل شمارهٔ ۲۴۳ : بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید
غزل شمارهٔ ۲۵۹ : منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
غزل شمارهٔ ۲۴۴ : معاشران گره از زلف یار باز کنید
غزل شمارهٔ ۲۶۰ : ای سرو ناز حسن که خوش میروی به ناز
غزل شمارهٔ ۲۴۵ : الا ای طوطی گویای اسرار
غزل شمارهٔ ۲۶۱ : درآ که در دل خسته توان درآید باز
غزل شمارهٔ ۲۴۶ : عید است و آخر گل و یاران در انتظار
غزل شمارهٔ ۲۳۱ : گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید