پاره ۳۲ : که هرگه که تیره بگرددجهان
پاره ۳۳ : بداندیش دشمن برو ویل جو
پاره ۳۴ : سرشک از مژه همچو در ریخته
پاره ۳۵ : نشسته به صد چشم بر بارهای
پاره ۳۶ : لب بخت پیروز را خنده ای
پاره ۳۷ : میلفنج دشمن، که دشمن یکی
پاره ۳۸ : ایا خلعت فاخر از خرمی
پاره ۳۹ : جوان بودم و پنبه فخمیدمی
پاره ۴۰ : جوان چون بدید آن نگاریده روی
پاره ۴۱ : به خنیاگری نغز آورد روی