پاره ۴۲ : به چشم دلت دید باید جهان
پاره ۴۳ : بدین آشکارت ببین آشکار
پاره ۱۵ : یکی بزم خرم بیاراستند
پاره ۳۱ : وگر پهلوانی ندانی زبان
پاره ۱۶ : تن خنگ بید، ارچه باشد سپید
پاره ۱۷ : کفیدش دل از غم، چون آن کفته نار
پاره ۱۸ : درخش، ارنخندد به وقت بهار
پاره ۱۹ : به دامم نیامد بسان تو گور
پاره ۲۰ : رسیدند زی شهر چندان فراز
پاره ۲۱ : چه خوش گفت مزدور با آن خدیش: