بخش ۴۸ : سر فرو بردم میان آبخور
بخش ۴۹ : خور به شادی روزگار نوبهار
بخش ۵۰ : داشتی آن تاجر دولت شعار
بخش ۵۱ : مرد مزدور اندر آغازید کار
بخش ۵۲ : آشکوخد بر زمین هموارتر
بخش ۳۷ : کرد روبه یوزواری یک ز غند
بخش ۵۳ : از تو دارم هر چه در خانه خنور
بخش ۳۸ : مرد دینی رفت و آوردش کنند
بخش ۵۴ : گرسنه روباه شد تا آن تبیر
بخش ۳۹ : گنبدی نهمار بر برده، بلند