بخش ۵۵ : آتشی بنشاند از تن تفت و تیز
بخش ۴۰ : روز جستن تازیانی چون نوند
بخش ۵۶ : وز چکاوک نوف بینی رستخیز
بخش ۴۱ : روز جستن تازیانی چون نوند
بخش ۴۲ : گر بزان شهر با من تاختند
بخش ۴۳ : نان آن مدخل ز بس زشتم نمود
بخش ۴۴ : گفت دینی را که: این دینار بود
بخش ۴۵ : زن چو این بشنیده شد خاموش بود
بخش ۴۶ : سرخی خفچه نگر از سرخ بید
بخش ۳۱ : پادشا سیمرغ دریا را ببرد