شمارهٔ ۵۶ : درین بستانسرا خود را چنان صائب سبک کردم
شمارهٔ ۵۷ : گر چه هر گوشه ای از کنج دهانش گیر است
شمارهٔ ۵۸ : فیضی که گوشه گیر ز عزلت نیافته است
شمارهٔ ۵۹ : اینجا به خواب غفلت و آنجا به خواب مرگ
شمارهٔ ۶۰ : لنگر نکرده ایم چو گوهر درین محیط
شمارهٔ ۶۱ : سالم از سنگلاخ تن به کنار
شمارهٔ ۶۲ : بر سینه نعل و داغم بس لاله و گل من
شمارهٔ ۴۷ : با بد و نیک جهان در دشمنی یکرو مکن
شمارهٔ ۴۸ : ز شوخی ها به برق نوبهاران نسبتی دارد
شمارهٔ ۴۹ : تشنه معنی تازه است مرا ساغر گوش