شمارهٔ ۳۹ : شود سعادت دولت نصیب اهل قلم
شمارهٔ ۴۰ : جمعی که زیر چرخ شبی روز کرده اند
شمارهٔ ۴۱ : تا شرم داشت منصب آیینه داریت
شمارهٔ ۴۲ : دلبر چه زود خط به رخ دلستان کشید
شمارهٔ ۴۳ : در پرده نمود از عرق شرم تلافی
شمارهٔ ۴۴ : شد سیه روز من از چشم کبود او، که هست
شمارهٔ ۴۵ : سیه گر کرد روزم چشم او، خود هم کشید آخر
شمارهٔ ۳۱ : به فریاد کس از خواب صبوحی برنمی خیزد
شمارهٔ ۳۲ : در آن گلشن که آید در سخن لعل گهربارش
شمارهٔ ۳۳ : بهای بوسه اش سر می دهم چون زر نمی گیرد