شمارهٔ ۱۴۶ : ناگاه برآرند ز کنج تو خروشی
شمارهٔ ۱۴۷ : خوش آن نبیذ غارچی با دوستان یکدله
شمارهٔ ۱۴۸ : ماه تمامست روی دلبرک من
شمارهٔ ۱۴۹ : ای بار خدای، ای نگار فتنه
شمارهٔ ۱۳۴ : گاه آرامیده و گه ارغنده
شمارهٔ ۱۵۰ : بزرگان جهان چون بند گردن
شمارهٔ ۱۳۵ : منم خو کرده بر بوسش، چنان چون باز بر مسته
شمارهٔ ۱۵۱ : زلفینک او نهاده دارد
شمارهٔ ۱۳۶ : از مهر او ندارم بی خنده کام و لب
شمارهٔ ۱۵۲ : ندارد میل فرزانه به فرزند و به زن هرگز