فقرۀ ۲۵ : اندر پادشاهان وژیر ( گزیر، چاره و تدبیر) به دروغ به پایان مبر.
فقرۀ ۴۲ : خویشتن را زن، خود بخواه.
فقرۀ ۲۶ : از سیزک (خبرچین) و دروغ مرد سخن مشنو.
فقرۀ ۲۷ : به بادافره بر مردمان کردن، ورندک (برنده – تندرو) مباش
فقرۀ ۲۸، ۲۹ : اندر خوردن با مردم همچشمی و پیکار مکن، مردم را مزن.
فقرۀ ۳۰ : گاه را مکوش.
فقرۀ ۳۱ : با آزادچهره مرد (نجیب مرد) کارآگاه و زیرک و خوشخیممرد، همپرسشی (صحبت) کن و دوست باش.
فقرۀ ۳۲ : به نبرد بسیار بیندیش که بار گران با تو نباشد.
فقرۀ ۱۲ : هرچه اشنوی نیوش، یاوه مگوی.
فقرۀ ۱۳ : زن و فرزند خویشتن جدا از فرهنگ بمهل، کت تیمار و بیش (رنج و غم) گران نرسد و پشیمان نشوی.